اگر صخره در مسیر رود نبود ،رود هیچ آوازی از خود سر نمی داد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
خانه » استاتوس » بهترین استاتوس های عاطفی
بهترین استاتوس های عاطفی

بهترین استاتوس های عاطفی

بهترین استاتوس های عاطفی

استاتوس عاطفی

بهترین استاتوس های عاطفی

استاتوس احساسی

 

 

خوابیدن میان دستان تو

بیدار شدن روبه روی چشمان تو

دیدن لبخند هر روزه ی تو

گرفتن دستان گرم تو

سر بر بازوی تو نهادن

سرت را به سینه فشردن

راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو

این است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من

.

.

.

پـــــــــــــــرواز را دوســــت دارم

وقتـــــے

از ارتفاعــــات لبانــــــت

به عمــــق آغوشـــت سقـــوط میکنــــم

چـــه سقــــوط دلنشینــــے

راستــــے میدانستــــے

پــــــــــــــرواز را تـــو یـــادم دادے

.

.

.

صدا بزن مرا، مهم نیست به چه نامى

فقط “میم” مالکیت را آخرش بگذار

میخواهم باور کنم…مال تو هستم

.

.

.

دست هایـمان را بـهم قفـل کنیم

فقط یـادت باشد

کلیـد را جایـی بـگذاری

که یـاد هیـچ کدامـمان نـماند

.

.

.

فاجعــــه یعنى

آنقدر در تو غــرق شـــده ام

که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!!

عشـــق یعنى همین

.

.

.

سال ها رفته و باز

تپش گرم ترین خاطره ها

می فشارد دل خاموشم را

به تو می اندیشم

و به آن ثانیه هایی که گذشت

و به بی تابی قلبی که شکست

تو بیا باران باش

و بر این تازه گل خسته ببار

تو بیا آتش باش

تو بیا جاری باش

تو بیا باور کن

عشق هم حس غریب تپش آینه هاست

تو بیا آینه باش

.

.

.

گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد

شاید کودکــانه ..شاید بی غــرور

اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود

می فهمــــم نه ضعیفم ..نه کودکم.. بلکه پر از احساســـم

.

.

.

وقتـﮯ مرا بغل مـﮯکنـﮯ چنان جاذبه‌ﮮ آغوشت به جاذبه‌ﮮ زمین غلبـه مـﮯکنـد

کـه روحـم بـه پـرواز درمــﮯآیـد

.

.

.

ببــــــــــار بــــــــاران….

مـــــــــــــن ســـــــــــــفرکـــــــر ده ای دارمــــ کــــــــه یــــــــادم رفــــته

آبـــــــــــــ پشتــــــــــ پـــــــــایش بـریــــــــزمـــــ…..

.

.

.

تو + خاطراتـت + چـشـمانـت + دسـتانـت + لـبـخندت + اشـکـت ….

چـــنــدنــفـــر بـــه یــک نـــفــــر؟!

.

.

.

خورشید را در آغوش گرفته ای

پاهایت را به بوسه دریا سپرده ای

موهایت را به دست نسیم

چه خوش غیرتـــــــم من !

.

.

.

دلى که اندوه دارد

نیاز به شانه دارد نه نصیحت

کاش همه این را مى فهمیدند….!

.

.

.

چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم

گمان مے کرد فریب داده استــ مرا

نمے دانستــ تو پرسیده بودے :

مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را

.

.

.

مـــــــــــــی توانم بــــــــپرسم چــــــــه عطری می زنــــــــــــی؟

بـــــــــوی خوشــــــبختی می دهـــــــــی انگار

.

بهترین استاتوس های عاطفی

.

اگر کارگردان بودم

صدای نفس هایت

موسیقی متن تمام فیلم هایم بود

.

.

.

می خواهم خودکشی کنم؛

نه اینکه تیغی بردارم و رگم را بزنم؛

قید احساسم را می زنم

.

بهترین استاتوس عاطفی

.

همیشه از آمدن “نـ” بر سر کلمات مـی ترسیدم !

نـ داشتن تو… نـ بودن تو

نـ ماندن تو

کـاش اینبـار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبـری مـیداد از نـ رفتن تـو

.

.

.

آغوش تو مترادف امنیت است

آغوش تو ترس‌های مرا می‌بلعد

آغوش تو یعنی پایان سردرد‌ها

یعنی آغاز عاشقانه‌ترین رخوت‌ها

آغوش تو یعنی من خوبم

.

.

.

مدتـــهاســـت

دلـــم شـــروعــی تـــازه میخــــــواهــد

تــو بیـــــــا

مــــــرا دوبـــــاره آغـــــــاز کـــن

.

.

.

باید جشن بگیرم

اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند

.

.

.

چهار فصل کامل نیست !

هواــے تو ، هوای دیگریست

.

.

.

پرستوهای رؤیا

هر شب تو را

در چشم من

تخم می گذارند

و سحرگاهان

فوج فوج

از شاخسار نگاهم

به باغ دلم پر می کشی

و مرا چون سازی

از نغمه های شیرین

پر می کنی

دنیای قشنگی دارم

با خیال بیدارت !

.

.

.

برای تو میمیرم … تو وانمود کن که تب کرده ای

همین کافیست … !

.

.

.

آن شب

که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را

تماشا می کرد

آن شب که شب پره ها

عاشــقـــانه تر

نــــور را می جســـتند …!

و اتاقم

سرشار از عطر بوسه و ترانه بود… !

دانستم

تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی…!

.

.

.

می دانم تا پلک به هم بزنم

می آیی ؛ با انار و آینه دردست هایت !!

.

به قول ِ فروغ :

من خواب دیده ام

.

.

.

مثل آسمــــان می مانی

دوستتـــ دارم اما نمیتـــوانم داشـــته باشمتــــ

.

.

.

یه وقتایی لازمه یکی “کنارت” باشه.. کاری نکنه‌ و حرفی نزنه ها !فقط باشه

.

.

.

خاطراتت صف کشیده اند !

یکی پس از دیگری

حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !

و من

فرار می کنم

از فکر کردن به تو

مثل رد کردن آهنگی که

خیلی دوستش دارم خیلی !

.

.

.

شاید تو

سکوت میان کلامم باشی!

دیده نمیشوی

اما من تو را احساس می کنم!

شاید تو ….

هیاهوی قلبم باشی!

شنیده نمیشوی

اما من تو را نفس می کشم!

.

.

.

دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!

هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!

آخرین باری که شمردمشان

تنها یک دلیل برایم مانده بود..!

آنهــــــــــم دیدن تو بود !!

.

.

.

ســــر زده بیــــــا

کمــــــﮯ آشفتــــگی بــــد نـیست

آن وقــــــت

تکــــــاندن شانــــــه هاﮮ پُـر غُـبــــــار

و مُرتب کردن موهــــــاﮮ پریـشــــــانت،

بهانـــــــﮧ اﮮ مـﮯشود براﮮ زندگـــــــﮯ . . .

.

.

.

بــــاز هـــــم خیال تــــو

مــــرا

برداشــــت

کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!

.

.

.

بیا با پنجه راه برویم. . .

روی تن این دنیا. . .

بگذار خواب بماند. . .

نفهمد از قانونش گریخته ایم و،

دل باخته ایم. . . !

.

.

.

قافیه های بلند نگاهت

همیشه در آخرین لحظات

به داد بیت های کوتاه غزلم می رسند

وقتی که نیستی اما

دستهای سیاه شعر سپیدم بالاست

دوسـت دارم یـڪ شبــﮧ، هفتــاد سـال پیـــر شـوم
در ڪنــار خیـابــانی بـایستـــم . . .
تـــو مـرا بـی آنڪــﮧ بـشنــاسی ، از ازدحـام تــلخ خـیـــابـان عبــور دهــے . . .
هفتـــاد ســال پیـــر شـدن یــک شبـــﮧ
بـه حـس گـــــرمــی دسـتـ های تـــو
هنــگامـی کـه مرا عبــور میـدهـی بــی آنـڪـﮧ بـشنــاســی،
مــے ارزد . . .!
.
.
.
تو که گفتی:
نقاش نیستی
پس چرا به تو فکر می کنم،
دنیایم
رنگـــــــــی می شود
.
.
.
خنکای یک عصر بهاری …
کنار شاه بوته یاسی وحشی …
میزی که کاسه ای پُر از پولکی زعفرانی دارد
و دو فنجان چای داغ را خیال خواهم کرد …
لطفا به خیالم بیا !
.
.
.
همین که صدایم می‌کنی
همه چیز این جهان یادم می‌رود
یادم می‌رود که جهان روی شانه‌ی من قرار دارد
یادم می‌رود سر جایم بایستم
پابه‌پا می‌شوم
زمین می‌لرزد…
.
.
.
وقتی آغوشت را به روی آرزوهایم باز می کنی
آنقدر مجذوب گرمای وجودت می شوم
که جز آرامش آغوشت
تمام آرزوهای خواستنی دیگر را از یاد می برم…
.

اشتراک گذاری مطلب
پیشنهاد می کنیم
تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز